هفت دام ذهنی معامله گری چیست؟

در حرفه معامله گری با دشمنان زیادی مواجه خواهید شد. مثل اطلاعات جعلی، وعده های عجیب و غریب ثروتمند شدن، ریسکهای مالی و غیره. معامله گری که از تهدیدات آگاهی داشته باشد، می تواند از خود در برابر چنین دشمنانی محافظت کند. با این حال بزرگترین دشمن و ریسک پیش روی معامله گران، عوامل درونی و ذهنی خود معامله گر است. شاید عده ای بازار را ملامت کنند، اما این واکنش فرد به بازار است که موجب ضرر و زیان های بزرگ می شود. در تاپ تریدرز امروز به بررسی هفت دام ذهنی معامله گری می‌پردازیم.

آگاهی از این دام ها اولین قدم در جهت مقابله با چنین تهدیداتی است .

ساده انگاری

Simplistic

این دام ذهنی زمانی روی می دهد که معامله گر بر اساس اطلاعات در دسترس و فوری اقدام به تصمیم گیری می کند. در این حالت معامله گر تلاشی جهت بررسی صحت و درستی اطلاعات نمی کند. انتشار خبری در بازار می تواند بدون اینکه مورد بررسی قرار گیرد به یک خبر موثق برای معامله گران تبدیل شود. در این صورت سرمایه گذاران بر اساس این اطلاعات وارد معامله می شوند، در حالی که حتی منبع اصلی خبر هم شاید مشخص نباشد. اینکه صرفا خبر یا سیگنالی را شنیده اید دلیل نمی شود که درست باشد .

از آنجایی که اطلاعات زیادی معامله گران و سرمایه گذاران را احاطه کرده، شاید معامله گر به این نتیجه برسد که برای بهبود عملکرد خود به اخبار زیادی نیاز دارد. این همان دام ذهنی است. اینکه داشتن اطلاعات زیاد به معنی موفقیت در حرفه معامله گری است، تفکر اشتباهی است. در واقع اگر از اطلاعات کمتر ولی مطمئن در کنار استراتژی معاملاتی استفاده شود می توان انتظار بهبود عملکرد معامله گر را داشت. چونکه در این صورت معامله گر بیشتر بر اساس عقاید، استراتژی و مطالعات خود کار خواهد کرد .

عجله در تصمیم گیری

Hurry

در این دام ذهنی معامله گر ابتدا تصمیم می گیرد و بعد از آن به بررسی تصمیم اتخاذ شده اقدام می کند. این رفتار در انسان ها کاملا عادی و فراگیر است. معامله گران به جای اینکه استراتژی و برنامه معاملاتی را در حساب های دمو (آزمایشی) و در طول چند ماه تست کنند تا میزان سود آوری آن مشخص شود، ترجیح می‌دهند که با فرض خوب بودن استراتژی وارد معاملات واقعی شوند.

معامله گران تازه کار این تصمیم را بدون بررسی شواهد و مطالعات اتخاذ می کنند. سوای اینکه نتیجه چنین تصمیمی چه خواهد بود، معامله گر تازه کار به نوعی خود را متقاعد خواهد کرد. اگر استراتژی جواب دهد، خود را نابغه تصور خواهد کرد و اگر استراتژی شکست بخورد تقصیر را گردن استراتژی خواهد انداخت و ادعا خواهد کرد که استراتژی تست نشده بود !

بهترین راه برای مقابله با این دام ذهنی این است که معامله گر کمی با شک و تردید به استراتژی جدید نگاه کند و پیش از استفاده از آن ابتدا استراتژی را در حساب های دمو آزمایش کند. معامله گر بایستی به دنبال شواهدی باشد که شک و تردید ها را تایید یا رد کند و بعد از آن در رابطه با به کار گیری استراتژی جدید تصمیم گیری کند.

دنبال کردن قیمت ها

انسان ها همیشه عادت دارند که اتفاقاتی که در حال وقوع هستند را به آینده تعمیم دهند. اگر قیمت ها در بازار در حال افزایش است، معمولا تصمیمات معامله گر هم مبتنی بر افزایش قیمت ها خواهد بود. اما بایستی معامله گران به این نکته توجه داشته باشند که قیمتها در بازار همواره با اصلاح و بازگشت های خلاف روندی همراه است. 

معامله گران تازه کار اغلب این موضوع را فراموش میکنند و بیشتر دنباله رو حرکات یک سویه قیمت هستند . هر چند که شاید قیمت برای مدتی در یک جهت حرکت کند، اما حرفه معامله گری نیازمند قوانینی برای ورود و خروج به بازار است. اگر همواره دنباله رو قیمت ها باشید، این قوانین را زیر پا خواهید گذاشت. 

شرایط بازار همواره تغییر می کند و معامله گر هم بایستی سعی کند که با روند کلی بازار معامله کند. بهترین کار برای فرار از این دام ذهنی این است که محل ورود به معامله را مشخص کنید و اگر این فرصت را از دست دادید، صبر کنید تا فرصت دیگری بدست آید و چشم بسته قیمت را دنبال نکنید .

اعتماد به نفس کاذب

Self Confidence

بدون اعتماد به نفس هیچ معامله گری نمی تواند کار کند و به آسانی در نوسانات بازار کنترل خود را از دست خواهد داد. با این حال اعتماد به نفس بیش از حد هم کشنده است. اعتماد بیش از حد به معامله و بی توجهی به شواهد نگران کننده در رابطه با وضعیت بازار یا بالا بردن میزان ریسک قابل تحمل معامله گر نمونه هایی از این دام ذهنی هستند. شما نمی توانید همزمان اعتماد بیش از حد به معامله داشته باشید و در عین حال تایید کنید که اشتباه می کنید !

افرادی که اعتماد به نفس کاذب دارند، هیچ گاه اشتباهات خود را قبول نمی کنند و در نهایت با ضرر و زیان از بازار خارج میشوند. معامله گرانی که گرفتار این دام ذهنی می شوند معمولا معامله زیان ده خود را بیش از حد باز نگه می دارند و فکر می کنند که باهوش تر از سایرین هستند و در نهایت بازار به نفع آن ها تغییر خواهد کرد. حتی شاید این نوع معاملهگران، معامله سود ده خود را هم بیش از حد باز نگه دارند و در نهایت معامله با ضرر بسته شود، آن هم تنها به این خاطر که معامله به سود دهی مورد انتظار معامله گر نرسیده است !

همیشه از اطلاعات جدید استقبال کنید، حتی اگر این اطلاعات با دیدگاه ها و معاملات شما در تضاد باشند. همیشه طبق برنامه معاملاتی شخصی خودتان وارد معامله شوید و ریسک از پیش تعیین شده را تحمل کنید و زمانی که برنامه و استراتژی معاملاتی شما سیگنال خروج می دهد، از بازار خارج شوید. در این صورت دچار اعتماد به نفس کاذب نخواهید شد، چونکه معامله ای که مبتنی بر استراتژی و پلن معاملاتی است، درگیر احساسات شخصی معامله گر نمی شود .

فرار از پذیرفتن ضرر

این دام ذهنی باعث می شود تا معامله گر هر کاری بکند تا از ضرر فرار کند. ضرر درد آور است، به همین دلیل ما همیشه سعی می کنیم تا از درد فرار کنیم و معاملات زیان ده را باز نگه می داریم تا از درد قبول ضرر فرار کنیم. نکته جالب توجه این است که در هر حالت آسیب وارد شده و ما تنها ضرر را قبول نکرده‌ایم. عدم قبول ضرر تنها شرایط را وخیم تر می کند و اگر معامله گر چنین رفتاری را تکرار کند، در نهایت کل سرمایه خود را از دست خواهد داد. بدترین اتفاق برای یک معامله گر می تواند تغییر معامله زیان ده به یک به معامله سود ده باشد .

اشتباه نکنید، منظور ما تبدیل معامله زیان دهی است که از حد ضرر اولیه عبور کرده اما معامله گر به خاطر درد این ضرر اقدام به حذف حد ضرر کرده است. اگر چنین معامله ای به معامله سود ده تغییر کند، معامله گر به این موضوع عادت خواهد کرد و در معاملات بعدی هم این رفتار غلط را تکرار خواهد کرد. اما در آینده یکی از معاملات به اندازه ای ضرر خواهد کرد که معامله گر به طور کامل از کار خود اخراج خواهد شد و سرمایه خود را از دست خواهد داد. بهترین روش برای فرار از این دام ذهنی تعیین حد ریسک برای هر معامله است. همین که قیمت به حد ضرر رسید باید از معامله خارج شد. اگر دوست ندارید از حرفه معامله‌گری اخراج شوید، حد ضرر را جدی بگیرید

تعدد فرصت ها

داشتن حق انتخاب چیز خوبی است، اما شاید در حرفه معامله گری خیلی هم خوب نباشد. داشتن فرصت ها و گزینه های سرمایه گذاری و معامله گری زیاد می تواند منجر به سردرگمی معامله گر شود و حتی شرایط را برای تصمیم گیری سخت کند. معمولا معامله گران بازار سهام بیشتر این پدیده را تجربه می کنند. 

گاهی اوقات سهام های زیادی حرکت قیمتی بزرگ را در یک روز تجربه می کنند و معامله گر هم به خاطر ناتوانی در انتخاب سهام خوب دیوانه می شود. معامله گری که سعی می کند تعداد زیادی سهام یا جفت ارز را دنبال کند، عملکرد ضعیفی خواهد داشت. چونکه زمان زیادی را صرف تحلیل و بررسی بازار خواهد کرد و در نهایت فرصت های معاملاتی را از دست خواهد داد یا اشتباهات زیادی را مرتکب خواهد شد .

در چنین شرایطی تمرکز معامله گر به کار نخواهد بود بلکه به فرصت ها و انتخاب هایی خواهد بود که در پیش روی او قرار گرفتهاند. بهتر است که معامله گر دنیای خود را کوچک کند. سعی کنید تنها به چند سهام، کالا یا جفت ارز تمرکز کنید. اگر تعداد حق انتخاب های شما کم باشد، زمان بیشتری برای تحلیل و مدیریت معامله خواهید داشت و در عین حال استرس کار هم کمتر خواهد بود .

تبعیت از نسخه های عمومی

Compliance with the public release

منظور از نسخه های عمومی، جملات و عبارات عمومی است که به نظر خوب هستند اما اطلاعات کمی در اختیار معامله گر قرار می دهند. به طور مثال جمله “روند دوست شماست”، یک نسخه عمومی است و شامل جزئیات دقیقی برای معامله نمی شود. چنین نسخه های عمومی را باید ابتدا ارزیابی کرد. به طور مثال اینکه چطور روند را مشخص می کنند و استراتژی ورود و خروج به معامله در بازار های روند دار به چه شکلی است؟ اگر جمله جذابی را می شنوید، پیش از اینکه به طور کورکورانه از آن تبعیت کنید، ابتدا سعی کنید آن نسخه عمومی را زیر سوال ببرید و بعد از ارزیابی دقیق، در استراتژی های خود به کار بگیرید .

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده اند.پر کردن این فیلد ضروری است *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.